تبلیغات
*پرســتـــــــو مــــهــــاجــــر* - مطالب دلنوشته
┘◄ الــــهی هب لی کمـــــال النقــــطاع الیــــــک

پیراهن سیاه (شب سوم)

تاریخ:شنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1391-12:21

شکر خدا که نوکر این خانواده ام

حالا که بوی کرببلایت رسیده است

شکر خدا که از کرمت هیئتی شدم

من را خدا برای همین آفریده است

روزیه چشمهای گنهکار نوکرت

از گریه های مادر قامت خمیده است

یعنی کنار مادر تو گریه کرده ام؟

اشکم به روی چادر زهرا چکیده است؟

با دیدن هلال عزای تو مادرم

پیراهن سیاه برایم خریده است



التماس دعا




نوع مطلب : دلنوشته  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیـــ ر ق عز ا ... (شب دوم)

تاریخ:جمعه بیست و ششم آبانماه سال 1391-12:34

دوباره بیرق عزا در انتظار خانه هاست

دوباره عطر و بوی بی قراریت که در نسیم کوچه هاست

و در میان خانه ها و کوچه های مه گرفته خانه ایست

که شعبه ای ز عرش کبریاست

و سالها و سالها در این سوال بی جواب مانده ایم



خانه ی دوست کجاست؟!




التماس دعا





نوع مطلب : دلنوشته  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماه عاشقی (شب اول)

تاریخ:پنجشنبه بیست و پنجم آبانماه سال 1391-13:24




از بچگی وقف روضه های حسینم...



التماس دعا




نوع مطلب : دلنوشته  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلام عشــــق

تاریخ:دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1391-13:01

قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشــــق

عقدی با شکوه به وکالت امام رئــــــــوف

اتاق عقدی به وسعت حـــــــــــرم

سجاده ام سفره ای نورانـــــــــی

یک مشت اب سقـــــا خانه عســــل سفره

دانه های تسبیـــــح حکم مروایدهای زینتی

آینه هم دل زلال شماســـــت

میخواهیم برویــــم و باهــم بســـــــازیم

دعا کنید برایــــــمان


15 ماه مبارک رمضان مصادف با ولادت امام حسن مجتبی (ع)  ساعت 22 حرم امام رئــــــوف دارالحجه

http://rezvane90.parsiblog.com/PhotoAlbum/iman86/428.jpg


نوع مطلب : دلنوشته  خاطره 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یا صاحب الزمان عجل الله

تاریخ:چهارشنبه چهاردهم تیرماه سال 1391-12:22

بیا ای بهانه هستی

بیا که زندگی هایمان بدون تو روزمرگیست

بیا که دلهایمان بدون حضور تو مدام گرفته است

گویی تمام لحظاتش غروب جمعه است!

نمیدانم باید تو را با کدام زبان حال بخوانم؟!

نمیدانم چگونه میتوانم حرفهای دلم را، نه بغض های گلویم را برایت باز کنم.

کاش میدانستم که ان روز که بیایی من نیز هستم.

یا اگر در زیر خروار ها خاک مدفون شده ام،

به اذن تو ای گل فاطمه از خاک بیرون می ایم

و این چشمانم که این روزها هرچیزی را در این نا عدالتی ها میبیند،

به نور چشمان تو خواهد پیوست.


یا صاحب الزمان عجل الله


http://www.askquran.ir/gallery/images/51352/2_456_20090824_1661444544.jpg


نوع مطلب : مذهبی  دلنوشته 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زنجیرهای سوخته ...

تاریخ:شنبه بیست و هفتم خردادماه سال 1391-12:42

امشب شب زنجیر است ...

امشب شب تازیانه است...

امشب شب دیوارهاست ...

امشب شب سلول است و میله ها....

امشب کدام شب است که صدای شیون از آهن ها می آید، صدای سوگ از تازیانه ها بلند است،

دیوارها نُدبه می خوانند و سلول ها، «وَ إِنْ یَکادْ» می گیرند.

آه! از برکه کُدام چشم بارانی، این همه اشک می جوشد؟

کبوترها برای کیست که سرهایشان را به زمین می زنند؟

خدایا! این چه پیروزی است، نگاه کن!

این همه کبوتر چرا از آسمان، خود را به دیوار این سیاه چال می کوبند؟

چرا این همه ماهی در دجله، از آب بیرون می افتند؟



ادامه مطلب

نوع مطلب : مذهبی  دلنوشته 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

السلام علیک یا مادر ...

تاریخ:شنبه بیست و هفتم خردادماه سال 1391-12:40

یاد پهـــلو شکـ ــ ـ ـ ــســــته افتادی

در نمــــازِ نشـــســــته ی آخر

حرف تو بین هق هق ات این بود:

الـــســــلام و عـــلیــــک یا مـــــــــــــادر ...



نوع مطلب : دلنوشته  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5