تبلیغات
*پرســتـــــــو مــــهــــاجــــر* - مطالب دو نیمه سیب (مجموعه خاطرات ازدواج در سیره شهدا)
┘◄ الــــهی هب لی کمـــــال النقــــطاع الیــــــک

حرام است حرام

تاریخ:سه شنبه بیست و هفتم دیماه سال 1390-17:09

نگذاشت تالار بگیریم.

ماهم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم.

خانوم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسوم، داماد باید می آمد کنار عروس مینشست

تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود.

گفتم:" مادرجان! پا تختی است. همه منتظرند؛چرا نمی آیی؟ اگر نیایی فکر میکنند عیب و ایرادی داری!"

گفت:"نه، هر فکری میخواهند، بکنند؛ از نظر اسلام درست نیست جایی بروم که این همه خانوم آنجاست.

کنترل نگاه ها در این شرایط سخت است مادر، سخت"



شهید حسن اقاسی زاده شعرباف



امام صادق (ع) میفرمایند: چشم چرانی یکی از تیر های شیطان است و هر کس برای خداوند آن را ترک کند نه برای غیر خدا، خداوند ایمانی که مزه آن را شخص درک کند جایگزین آن خواهد فرمود.


وسائل الشیعه ج 20، ص 192



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

√ بدون هیچ وجهی

تاریخ:شنبه هفدهم دیماه سال 1390-10:35

بنای ازدواجم با مصطفی عشق او به ولایت بود.

دوست داشتم دستم را بگیرد و از این ظلمات و روز مرگی بیرون بیاورد.

همین مبانی بود که مهریه ام را با بقیه مهر ها متفاوت کرده بود.

مهریه ام قرآن کریم و تعهد از داماد که مرا در راه تکامل و اهل بیت و اسلام هدایت کند.

اولین عقد در شهر صور بود که عروس چنین مهریه ای داشت.

یعنی در واقع هیچ وجهی در مهریه اش نداشت.

شهید مصطفی چمران


√ هدف انسان در زندگی باید این باشد که از وجود خود و موجودات پیرامونش

برای تکامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.


مقام معظم رهبری، مطلع عشق، ص 11

 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از تبار یوسف

تاریخ:سه شنبه سیزدهم دیماه سال 1390-17:16

هم خوشتیپ و زیبا بود، هم درس خوان؛ اینجور افراد هم توی کلاس، زودتر شناخته میشوند.

نفهمیدن درس، کمک برای نوشتن مقاله یا پایان نامه و یا گرفتن جزوه های درسی، بهانه هایی بود که دختر ها برای هم کلام شدن بااو انتخاب میکردند.

پاپیچش میشدند،ولی محلشان نمیگذاشت؛سرش به کار خودش بود.

وقتی هم علنی به او پیشنهاد ازدواج میدادند، میگفت:

"دختری که راه بیافته دنبال شوهر برای خودش بگرده که به درد زندگی نمیخوره! نمشه باهاش زندگی کرد."



شهید محمد علی رهنمون


مرد جوان دنبال چشمان پر حیاست و بی آنکه بداند حس میکند که این خودداری ظریفانه، از یک لطافت و رقت عالی خبر میدهد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تشکر از خدا

تاریخ:دوشنبه پنجم دیماه سال 1390-13:15

میلاد پیامبر (ص) بود که مهریه را معین کردند.

همان روز هم با حضور فامیل ها، یک مراسم عقد ساده برگزار کردیم.

صیغه عقد را که خواندند، رفتیم باهم صحبت کنبم.

دبدم دنبال چیزی میگردد.

گفت:" اینجا یه مهر هست؟"

پرسیدم:" مهر برای چی؟مگه نماز نخوندی؟!"

گفت:"حالا تو یه مهر بده."

گفتم:"تا نگی برای چی میخوای، نمیدم."

میخواست نماز شکر بخواند که خدادر روز میلاد رسول الله (ص) به او همسر عطا کرده!

ایستادیم و باهم نماز شکر خواندیم.

 شهید عبدالله میثمی


این مرحله از زندگی را یکی از نعمت های بزرگ الهی به حساب بیاورید و آن را شکر بگذارید.

همه آنچه ما داریم از خداست.

<<ما بِکُم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ الله>>

اما توجه به این نعمت خیلی اهمیت دارد.

مقام معظم رهبری، مطلع عشق، ص 16




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کاغذ خواستگاری

تاریخ:سه شنبه بیست و دوم آذرماه سال 1390-16:44

هنوز آن کاغذ را دارم!

شرایطش را خلاصه، رویش نوشته بود و پایینش را امضا کرده بود.

تمام جلسه ی خصوصی صحبت ما درباره ی ازدواج، ختم شد به همان کاغذ، مختصر و مفید.

بعد از باسمه تعالی، ده تا از نظراتش را نوشته بود.

بعضی هاش اینطور بودند:

"-داشتن ایمان به خدا و خداجویی

-مقلد امام بودن و پیروی از رساله ایشان

-شغل من پاسدار است

-مشکلات آینده ی جنگ

-مکان زندگی

-انگیزه ازدواج، رسیدن به کمال."


عبارت ها کوتاه بود، اما هر کدام یک دنیا حرف داشت برای گفتن.


شهید سید علی حسینی


پیامبر اسلام (ص) فرمودند:

" کسی که خوش دارد با پاکی و پاکیزگی به لقای الهی برسد، باید در حالی به حضورش رسد که همسری گزیده باشد"


وسائل الشیعه، ج 20، ص 18



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با وضو وارد شوید

تاریخ:جمعه هجدهم آذرماه سال 1390-10:40

اول حسن خودش را معرفی کرد.

بعد مسائل کلی مطرح شد و ایشان در همه حرف ها، تاکیدش روی مسائل اخلاقی بود.

بادم نمیرود، قبل از اینکه وارد این جلسه شوم وضو گرفتم و دورکعت نماز خواندم و گفتم:

"خدایا خودت از نیت من باخبری، هر طور صلاح میدانی این کار را به سر انجام برسان."

بعدها در دست نوشته های او هم خواندم که نوشته بود:

"برای جلسه خواستگاری با وضو وارد شدم و همه کارها را به خدا واگذار کردم."






√  <<من کار خود را به خدا واگذار میکنم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست>>

قرآن کریم، سوره غافر، آیه  44



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معجزه خطبه عقد

تاریخ:جمعه چهارم آذرماه سال 1390-11:15

اولین دیدارمان در پاوه را یادم نمی رود که به خاطر بحث با یکی از روحانیون اهل سنت، چقدر با عصبانیت با من برخورد کرد!

همینطور برخوردهای بعدیش در حال عادی بودن، برایم همراه با ترس بود.تاجایی که وقتی صدایش را میشنیدم، تنم میلرزید!



ماجراها داشتیم تا ازدواجمان سر گرفت

ولی چند ماه بعد از ازدواجمان، احساس کردم این حاجی با آن برادر همت که میشناختم خیلی فرق کرده!

خیلی با محبت است و خیلی مهربان.

این را از معجزه های خطبه عقد میپنداشتم

چرا که شنیده بودم که قران کریم میگوید:" وجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَةُ وَ رَحمَةً "

راوی: همسر شهید محمد ابراهیم همت


√ "و ازنشانه های او، اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر میکنند."

قرآن کریم، سوره روم، آیه 21



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2