تبلیغات
*پرســتـــــــو مــــهــــاجــــر* - مطالب آذر 1390
┘◄ الــــهی هب لی کمـــــال النقــــطاع الیــــــک

طراحی - یار خراسانی من

تاریخ:دوشنبه بیست و هشتم آذرماه سال 1390-12:54



من عاشق آن رهبر نورانی خویشم
آن دلبر وارسته ی عرفانی خویشم
دل کنده ام از عالم دنیایی و لیکن
دلبسته ی آن یار خراسانی خویشم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کاغذ خواستگاری

تاریخ:سه شنبه بیست و دوم آذرماه سال 1390-16:44

هنوز آن کاغذ را دارم!

شرایطش را خلاصه، رویش نوشته بود و پایینش را امضا کرده بود.

تمام جلسه ی خصوصی صحبت ما درباره ی ازدواج، ختم شد به همان کاغذ، مختصر و مفید.

بعد از باسمه تعالی، ده تا از نظراتش را نوشته بود.

بعضی هاش اینطور بودند:

"-داشتن ایمان به خدا و خداجویی

-مقلد امام بودن و پیروی از رساله ایشان

-شغل من پاسدار است

-مشکلات آینده ی جنگ

-مکان زندگی

-انگیزه ازدواج، رسیدن به کمال."


عبارت ها کوتاه بود، اما هر کدام یک دنیا حرف داشت برای گفتن.


شهید سید علی حسینی


پیامبر اسلام (ص) فرمودند:

" کسی که خوش دارد با پاکی و پاکیزگی به لقای الهی برسد، باید در حالی به حضورش رسد که همسری گزیده باشد"


وسائل الشیعه، ج 20، ص 18



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طراحی - السلام علیک با ابا عبد الله الحسین

تاریخ:سه شنبه بیست و دوم آذرماه سال 1390-16:32

اینم دومین طرحم






نوع مطلب : طراحی های فتوشاپ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طراحی - اسرائیل درحال نابودی

تاریخ:یکشنبه بیستم آذرماه سال 1390-10:38

ان شا الله از این به بعد طرح هایی که تو فتوشاپ میزنم رو اینجا میگذارم تا دوستان وبلاگ نویس هم نظربدن

تا انشا الله کارهام با نظرات دوستان روز به روز بهتر و با کیفیت تر بشه

این اولین کاری هست که زدم.

اشکال و ایراد زیاد داره اما خب اولین طرحه دیگه



این هم لینکش که با کیفیت اصلی میتونید ببینید

با اندازه های اصلی بهتر و واضح تر هست

http://up98.org/upload/server1/01/y/hntphtnrwo0bplbsbswe.jpg


نوع مطلب : طراحی های فتوشاپ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با وضو وارد شوید

تاریخ:جمعه هجدهم آذرماه سال 1390-10:40

اول حسن خودش را معرفی کرد.

بعد مسائل کلی مطرح شد و ایشان در همه حرف ها، تاکیدش روی مسائل اخلاقی بود.

بادم نمیرود، قبل از اینکه وارد این جلسه شوم وضو گرفتم و دورکعت نماز خواندم و گفتم:

"خدایا خودت از نیت من باخبری، هر طور صلاح میدانی این کار را به سر انجام برسان."

بعدها در دست نوشته های او هم خواندم که نوشته بود:

"برای جلسه خواستگاری با وضو وارد شدم و همه کارها را به خدا واگذار کردم."






√  <<من کار خود را به خدا واگذار میکنم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست>>

قرآن کریم، سوره غافر، آیه  44



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این طالب بدم المقتول بکربلا

تاریخ:چهارشنبه شانزدهم آذرماه سال 1390-16:38

محرم که میشود دلم در تب و تاب است

خوشحال از این که دوباره میتوانم طعم گریه های عاشقانه برای مولایم را بچشم

شکر گذار خداوند که نصیبم کرده  به واسطه ی ذره اشکی برای حسین شفاعت شوم

چه قدر شیرین است لحظه ای که در هوای سرد دم در خانه به دنبالکفش های یکسان میگردی تا جورشان کنی

چه قدر شیرین است لحظه ای که میبینی از در ورودی تعداد دیگری از عزاداران مولا می آیند

و تو لحظه شماری میکنی تا برایشان چای بریزی

نمیدانم این احساس غرور خوب است یا بد !!

اما من از این که خدمت گذار روضه های اربابم باشم حس غرور دارم

خیالم راحت میشود هنوز نگاه های مهربانانه شان را از من خاطی نگرفته اند

خیالم راحت میشود که اگر هم خطایی داشته ام حتما بخشیده اند

وگرنه من خطاکار کجا و روضه ی مولایم حسین (ع) کجا؟!

من خطاکار کجا و چای ریز عزاداران و عاشقان سرورم حسین (ع) بودن کجا؟!



اما تمام این خوشحالی ها و لحظات شیرین

 با تجسم حتی یک لحظه از مصائب امام حسین و یاران و اهلبیتشان بر کامم تلخ میشود

با تجسم پر پر شدن جوان های رشید مقابل دیدگان مادران و همسران

با تجسم آب شدن ذره ذره  حضرت زینب بانوی صبر و استقامت

با تجسم شرمندگی که عباس از سوراخ شدن مشک در برابر دیدگان برادر داشت

با تجسم کشیده شدن گوشواره از گوش نازدانه ارباب

با تجسم قرار گرفتن سر پدر در مقابل چشمان رقیه سه ساله

با تجسم رها شدن تیر سه شعبه از پیکان و برخورد با گلوی خشک و کوچک و نازک علی اصغر


چه قدر دل بزرگ میخواهد که امام باشی و زینت دوش پیامبر

اما همه ی این سختی ها را به جان بخری فقط به رضای خدا

این سختی ها را بدانی و به تقدیر الهی تسلیم باشی

این مصائب را ببینی و اخر سر بگویی    ما رایت و الا جمیلا


نمیدانم کجاست آن عزیزی که می آید و دنیا را با امدنش گلستان میکند

کجاست آن خورشیدی که این روزها از پس ابرهای غفلت من و شما ذره ذره در مصائب ارباب اشک میریزد

کجاست آن منتقم خون حسین (ع) تا بیاید و انتقام همه ی این مظلومیت ها را بگیرد


این طالب بدم المقتول بکربلا


نوع مطلب : دلنوشته  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یا رقیه (س)

تاریخ:سه شنبه هشتم آذرماه سال 1390-17:48

نگاش به سمت آسمون           ستاره هارو میشمرد

خسته میشد بلند میشد         زخمهای پارو میشمرد

یکی دو تا و هفت تا زخم          دستی رو پاهاش میکشید

زخمهای پا تموم میشد            زخم های دستاشو میدید

به ماه آسمون میگفت             شمع شبستون منی

یاد عمو بخیر که تو                   مثل عموجون منی

راستی تو از تو آسمون           ببین بابای من کجاست

بهش بگو که دخترش              ساکن تو خرابه هاست

بهش بگو دختری که شونه به موهاش میزدی            جون به لبش رسیده و تو از سفر نیومدی

من را ببخش ا  اگر که                   لکــ   لکـــنت زبان گرفتم

ا اخر شــــــ شکسته دستی       دنـــ دندان شیری ام را





یا حضرت رقیه با اون دستهای کوچیک و قشنگت دستهای ما بی نوا ها رو هم بگیر.


ماکه دستهامون نیازمند گرمی و پاکی دستهای قشنگ توئه...

ماکه قلبمون رو باید یه دست کوچیک شفاعتش کنه...

ماکه همه عاشقیم اما گاهی حق عاشقی رو خوب ادا نمیکنیم...

ماکه همه دوست داریم کربلایی بشیم اما گاهی راه رو گم میکنیم...



السَلامُ عَلَیکَ یا بِنتَ حُسَینِ بنِ عَلی

لینک دانلود مداحی که ابتدای پست متنش درج شده
dl.aviny.com/voice/kutah_va_shenidani/negash-be-samte-asemoon.mp3



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2